ازخودم شروع میکنم - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 12:38
ناله دیگه بسهبعضی عزیزان در بخش نظرات خصوصی لطف میکنند بنده رو مورد ناسزای خودشون قرار میدهند بابت مطالبی که مینویسم. چندمسئله را باید خاطرنشان کنم که بنده فقط دل نوشته های مبتدی و کاملا به دور از تخص
کریسمس به سبک ایرانی - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 12:38
بعضی از عزیزانی که هیچ مطالعه ای ندارند از مطالعه و تفکر فقط دنبال کردن اخبار نه چندان قابل استناد تو پیام رسانها رو ملاک میدونند این روزها دارند برای کریسمس خودشون رو اماده میکنند بماند که یلدای خودم
حاج قاسم سلیمانی - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 12:38
اگر گمان این است بدرقه سردار ، تنها برای مومنان و موافقان نظام جمهوری اسلامی ایران است یک کوته فکری ست. یک گمان است. یک بی سوادی ست که لباس دروغین روشنفکری تن کرده است.ایرانی به بدرقه سردار دلها میرود
دارقالی من - تاریخ: 1398/9/11 ساعت: 22:25
تمام فاصله ها را رنگها میشویددراین مرداد هم دلم سرما داردتنم سرداست و خنکای هوا میکشد مراشایدهم هوا گرم است و من درزمستان مانده ام هنوزوشایدهم درسرمای تولدم دچارمرگ تدریجی شده اموشایدهم دچارآسم، ویا ق
عیدغدیر مبارک - تاریخ: 1398/9/11 ساعت: 22:25
نفرجلویی مرتب سر تکون میداد وزیرلب غرغر میکرد. پشت سری اون که کنار من نشسته بود غرغرهاشو تایید میکرد. راننده مرتب نق میزد به زمین وزمان بد میگفت حرفهای سیاسی و ضدمذهبی میزد. من گوش میدادم به حرفاشون ،
ژن خوب - تاریخ: 1398/9/11 ساعت: 22:25
گاهی آدمها همدیگر را میدرند. تکه پاره های طرف را میگذارند ته کیفشان وکنار دروغهای بزرگ وکوچکشان باخود میبرند. گاهی آدمها لبخند پیروزمندانه میزنند درحالی که ته نگاهشان همان اعماق وجودشان که فریادشان می
رد داده اند - تاریخ: 1398/9/11 ساعت: 22:25
سن از چهل گذشته و رد داده اندحرمتها شکسته و رد داده انداین مردم تا کمر خمیده دنیاحرمت شکن شده اند و رد داده اندسینه چاک چاک گل و حشیش و شیشهافکارپلید دشمنان انسانیت در هپروت زیباییهرگوشه وکناری را مین
آدمها گرگ یکدیگرند - تاریخ: 1398/9/11 ساعت: 22:25
در زمانه ای هستیم که روابط و ارزش حریمها معنایی ندارد.برادر با برادر میستیزد خواهر به خواهر خیانت میکند وازپشت خنجر میزند.فرزند خون والدین را می مکد.وبعضا والدینی راهم داریم که چوب حراج به انسانیت میز
یادش بخیر بچگیا - تاریخ: 1398/9/11 ساعت: 22:25
دیروز یکی از دوستان تو صفحه مجازی دیگه ای برام زده بود ما بچه بودیم میگفتن میریم جایی موز نخورید یادتونه؟راستش من یکی هیچ وقت یادم نمیاد دوران بچگیم بهم تذکری داده باشن و حتی تا این سن هم دل شکستن بی
فتنه ۹۸ - تاریخ: 1398/9/11 ساعت: 22:25
اینگونه که تاریخ نمایانگر پیدا و پنهان است و دائما تکرار میشود ایران هر دهه دچار فتنه است. ۷۸،۸۸،۹۸ و حال کمی افق دیدمان را وسیع تر کنیم و از بنیاد جرج سورس و کدهای فتنه در سالهای گذشته عبور کنیم وضع
معجزه مسیح - تاریخ: 1398/9/11 ساعت: 22:25
سالها پیش داشتم برمیگشتم خونه ازیه سفر تایمی رسیدم مترو که هیچ تاکسی نبود منم تک وتنها و توی تاریکی شب مونده بودم کنار خیابون، یه خانم اومد و دست گذاشت رو شونه م وگفت نترس معجزه, خدا با منه منم میرم خو
سیما و سیاست مهدوی - تاریخ: 1398/9/11 ساعت: 22:25
سیاست, از جمله واژه هایی ست که در تاریخ بشر استعمال روزمره داشته است. و همراه ملک ، حکومت ، کشورداری در زبان سیاست, اسلامی هم بارها مورد استعمال بوده و باید متذکر گشت که در اسلام نگاه تربیتی دارد و با ج
کسی گردن نمیگیره - تاریخ: 1398/9/11 ساعت: 22:25
مدتی که گذشت توان نوشتن نداشتم باخودم میگفتم آخه چرا وقتی مملکت گل و بلبله من ناله کنم. مردم کشته میشن انگار نه انگار. فریب میخورن انگار نه انگار. نفاق و دو دستگی می افته انگار نه انگار. دزدی و رشوه و
میلاد امام مهدی (عج) مبارک باد - تاریخ: 1398/3/25 ساعت: 1:24
درودیوارشهرمملوازعطرتوگشتهزین همه هجروفراق دردرادرمان توبادامنجی من هادی من ، عهدم با تو هرصباح این امیداست که شاید نبود ازبرای آمدنتجمعه وشاید را من نخواهم تو بیامن همه عمر درغفلت امروز دیده ودل ازبر
غریق نجات - تاریخ: 1398/3/25 ساعت: 1:24
چندوقته بدجوری رفتم تعطیلات. ذهنم فکرم روحم به کل باهم رفتن تعطیلات. انگارمرده متحرکم. شاید زامبی شدم. نمیدونم شایدم بیخودی دارم اکسیژن مصرف میکنم. کاش یه معجزه میشد. کاش دستم رو میگرفتن و از آب بیرون
زخم رو آدم از خودی میخوره - تاریخ: 1398/3/25 ساعت: 1:24
بدترین اتفاق زندگی یه آدم اینه که اطرافش مملو از بیشعورهای خودخواهی باشند که زندگی ش نابود کردن واز نزدیکترینهای زندگیش هستند.نه میتونی ولشون کنی به امان خدا نه کنارشون بمونی. چون بیشعوری واگیر داره.
روباه های عصر جدید - تاریخ: 1398/3/25 ساعت: 1:24
قدیما روباه حیله گری میکرد فریب میداد دروغ میگفت ، خب میگفتن روباهه، مرغ و خروس خفه میکرد بعد میومد دنبالشون و میخورد باز میگفتن روباهه، تعریف میکرد تمجید میکرد که داشته ها رو ازت بگیره، باز میگفتن رو
سردرگمم - تاریخ: 1398/3/25 ساعت: 1:24
گاهی گیج میشم نمیدونم من دیوونه م که زیادی محبت میکنم یا دیگران دیوونه ن که مثل فیلم بدون زیرنویس فارسی معنی محبت رو نمیفهمند.
جهادیاجهادی - تاریخ: 1398/3/25 ساعت: 1:24
آدمهای این زمانه اند. با داستانهای متفاوت. با رنگ و رخ متفاوت. با افکارمتفاوت. رنگهای متفاوت. من که عمریست رنگ بازی سررسته افکار و اعمالم است نمیدانم چرا از این همه رنگ بازی آدمها بریده ام خسته ام. کل
تمسخربیشعوران چه اهمیت دارد من همانم که هستم - تاریخ: 1398/3/25 ساعت: 1:24
ازخاله زنک های بیماربیزارمازآنهاکه هیچ نشدندوبه خیالشان افتادنهای غیر را به استهزا میگیرند بیزارمترجیحم نشستن در میان یک جاده خالی وبی سکنه ست تا تحمل ناآگاهان وبیشعوراندرانزوا و دوری از مردم این زما