آدمهای این زمانه اند. با داستانهای متفاوت. با رنگ و رخ متفاوت. با افکارمتفاوت. رنگهای متفاوت. من که عمریست رنگ بازی سررسته افکار و اعمالم است نمیدانم چرا از این همه رنگ بازی آدمها بریده ام خسته ام. کلافه ام. دچار مرگ تدریجی ام. هرسحر در آرزو یک ربنا یک نغمه الهی یک معجزه تا افطار میجنگم لیک باز دستهایم را خالی میپندارم ودر شالیزارها افکارم را با بازی کودکان گره میزنم. لا ک پشت ها هم سرعتشان از من بیشتر است آنچنان با افکارم غرق ابهامم که سبز میشود رنگ بندگی م. مرگ و زیستنم عجین گشته با امید و افسوس. در این چه چه بلبلکان دراین بازیگوشی ها در شالیزارها من تنها در جستجو پاسخ ابهاماتم. چرا من
چرا من را اینگونه آزمودن مگر در من جز یک کودک تشنه عشق مشق دیگری هست که من سالها آزموده میشوم.
من بریده ام از آدمهای این زمانه. من دلم ناکجاآباد میخواهد دلم پای بدون سنگ میخواهد. تیمور لنگ را چه به من. من همه عمر لنگ لنگ رفتم و آمده ام دیگر مرا بس ازاین همه فریب
من بریده ام از بس فریب خوردم و به روی مبارکم نیاوردم
من دلم به حرمت همین فطر یک فطریه بی زحمت میخواهد مملو ازعشق. کودکی روزه میگیرد برایم. هم سفری کمر همت میبندد زمینم بزند دوستانم دشمن و دشمنانم دشمن تر میشوند.
دلم یک سرای آرامش میخاهد به حرمت فطزیه همین فطر
دلم میخاهد دگر شرط و شروط نباشد بین من و او
بریده ام
دچار شک
گیجم
در شک و شوک مانده ام یک سال و اندی ست
مرا برهان به حرمت جهاد که پای عقیده مانده ام وبه حرمت چادرم در این جهادی مرا برهان
یا حق
چکیده از آثاری درباره حضرت زهرا (س)...ما را در سایت چکیده از آثاری درباره حضرت زهرا (س) دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 75