چندوقته بدجوری رفتم تعطیلات. ذهنم فکرم روحم به کل باهم رفتن تعطیلات. انگارمرده متحرکم. شاید زامبی شدم. نمیدونم شایدم بیخودی دارم اکسیژن مصرف میکنم. کاش یه معجزه میشد. کاش دستم رو میگرفتن و از آب بیرون می آوردن. آخه انگاری دارم بدجور غرق میشم. مثل ماهی گلی کوچولو تنگ که تنها آرزو ش پرواز بود نیستم انگار آدمی شدم که غرق شده شایدم دچارمرگ شده شایدم دچارشک شده. یا ابهام. حتی ایهام. کاش جواب سوالاتم داده میشد تا ذهن خسته م این اندازه دچار انحلال نشه. کاش منو بااین همه تردید تنها نمیزاشتن. سوالات اطراف سر من پرواز میکنن. جوابی نیست برای هیچ کدوم. کاش من میتونستم هضم کنم زندگی رو ادامه دادن با سوالات بی پاسخ که نور و روشنایی آینده ت رو تحت شعاع تاریکی قرارداده امکان پذیره. همون طور که برای خیلی از آدمها امکان پذیره. اما من آدم نبودم. ماهی بودم. اشتباهی اومدم قاطی شدم. محو بازی آدمها شدم. ازاولم اشتباهی بودم. این همه عجایب روزگار فقط برای من و ندیدم برای دیگری، فقط فقط برای من، بی رحمانه بود. بی رحمانه هست. دیگه هنگ کردم. نمیدونم شایدم دچار نقطه عطف شدم که وارد مرحله جدید بشم شایدم این همه آگاهی برای یه ماهی زیادی سنگین بود. بال های پروازش شکست. دست وپا درآورد و آدم شد اما غرق شد. اونقدر محو تماشای عشق شد در بازی آدمها ناپدید شد تا خودش رو غرق شده دید و یافت و برید.
دلم یه غریق نجات میخواد. کم آوردم.
چکیده از آثاری درباره حضرت زهرا (س)...ما را در سایت چکیده از آثاری درباره حضرت زهرا (س) دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 141